السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1203

تعليقات نقض ( فارسى )

و يفتح شاطئ النهر و ناحيته » و ساير لغويان نيز بذكر مثل اين كلمات در كتب خود پرداخته‌اند . اگر گويند : اگر « عبر » در « عبر كردن » همان مصدر عربى باشد پس الحاق كلمهء « كردن » به آن زايد و بىمعنى است جواب مىدهيم كه در استعمال غالب مصادر عربى در اين قبيل موارد از زبان فارسى لفظ « كردن » يا نظير آن را به آخر مصدرهاى عربى اضافه مىنمايند مانند نصرت كردن ، تعليم دادن ، تنبيه نمودن تا بوسيلهء آن ماضى و مضارع و امر معيّن شود چنان كه واضح است . حتّى در اين استعمال اگر « عبور » را نيز بياريم بايد مصدر « كردن » به آخر آن اضافه كنيم پس همچنين است حال در « عبره كردن » . و اگر آن را ( عبره ) بكسر عين براى آن مىگيرند تا دلالت بر نوعى خاصّ كند زيرا كه فعله براى بناء نوع است جواب آنست كه ما آن را بفتح عين مىخوانيم براى آنكه فعله براى بناء مرّه است تا دلالت بر وحدت كند زيرا كه مراد در اين قبيل موارد يك بار گذشتن است نه بارها ، و هر دو بناء نيز از قواعد بدون خلاف عربى است ابن مالك گفته : « و فعلة لمرّة كجلسة * و فعلة لهيئة كجلسة » و هيچگونه ترجيحى براى قرائت با بناء نوع در اين قبيل موارد به نظر نمىرسد تا آن را دليل بر مدّعاى طرف بگيريم . تعليقهء 185 ( ص 522 ، س 20 ) رد شمس براى أمير المؤمنين على عليه السلام شيخ بزرگوار ابو جعفر محمد بن على بن بابويه قمى - تغمّده اللّه بغفرانه و ألبسه حلل رحمته و رضوانه - حديث معجزهء ردّ شمس را در كتاب شريف « من لا يحضره الفقيه » بوجهى بسيار وجيه كه مشتمل بر فوايدى بسيار است نقل كرده و عالم جليل مولى محمد تقى مجلسى - أنار اللّه برهانه - نيز آن را در لوامع صاحبقرانى كه شرح فارسى اوست بر « من لا يحضره الفقيه » چنان كه شايد و بايد شرح و ترجمه نموده است ما در اينجا بيانات ايشان را مىآوريم تا موجب مزيد بصيرت خوانندگان